• RSS
  • Delicious
  • Digg
  • Facebook
  • Twitter
  • Linkedin
  • Youtube

ای شما!      

            ای شما! ای تمام عاشقان

ِ هر کجا! از شما سوال می‌کنم:

نام یک نفر غریبه را

در شمار نامهای‌تان اضافه می‌کنید؟

یک نفر که تا کنون

ردپای خویش را        لحن مبهم صدای خویش را

شاعر سروده‌های خویش را

نمی‌شناخت گرچه بارها و بارها

نام این هزار نام را از زبان این و آن شنیده بود

یک نفر که تا همین دو روز پیش

منکر نیاز گنگ سنگ بود

گریه‌ی گیاه را نمی‌سرود

آه را نمی‌سرود          شعر شانه‌های بی‌پناه را

حرمت نگاه بی‌گناه را

و سکوت یک سلام در میان راه را نمی‌سرود

نیمه‌های شب نبض ماه را نمی‌گرفت

روزهای چهارشنبه ساعت چهار

بارها شماره‌های اشتباه را نمی‌گرفت

ای شما! ای تمام نام‌های هر کجا!

زیر سایبان دست‌های خویش

جای کوچکی به این غریب بی پناه می‌دهید؟

این دل نجیب را این لجوج دیر باور عجیب را

در میان خویش راه می‌دهید؟

قیصرامین پور

بد شده ایم

 

بد شده ایم

ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺑﻪ ﻗﺮﺑﺎﻧﺖ ﺑﺮﻭﻡ ﻫﺎﯼ

ﺗﺎﯾﭙﯽ

ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﺎﯼ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺳﯽ

ﺑﻪ ﻋﺎﺷﻘﺘﻢ ﻫﺎﯼ

ﻓﯿﺲ ﺑﻮﮐﯽ ، ﻭﺍﯾﺒﺮﯼ ،

ﻭﯾﭽﺘﯽ ،

ﻻﯾﻨﯽ...

ﺑﺪ ﺷﺪﻩ ﺍﯾﻢ !

ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﮐﺎﻧﺘﮑﺖ ﻟﯿﺴﺘﻤﺎﻥ ﭼﯿﺰﯼ

ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ ﻭ

" ﻗﻠﺐ ﻫﺎﯼ

ﺳﺮﺥ " ﺭﺍ ﺭﻭﺍﻧﻪ ﯼ ﺗﮑﺴﺖ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﻋﺸﻘﻢ ﻭ

ﻋﺰﯾﺰﻡ ﻭ

ﮔﻠﻢ ﺻﺪﺍﯾﺶ

ﮐﺮﺩﯾﻢ

ﻓﺮﻗﯽ ﻫﻢ ﻧﻤﯿﮑﺮﺩ ، ﻛﻪ ﺑﺎﺷﺪ

ﺩﯾﮕﺮ ﮐﻠﻤﺎﺕ ﺩﻡ ﺩﺳﺘﯽ ﺗﺮﯾﻦ ﺗﺮﻓﻨﺪﻣﺎﻥ ﺷﺪ

ﮐﻠﻤﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﻣﻘﺪﺳﻨﺪ ، ﮐﻪ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ !

ﺍﻓﺘﺎﺩﻧﺪ ﺯﯾﺮ

ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎ

ﻓﺮﻗﯽ ﺑﺮﺍﯾﻤﺎﻥ ﻧﮑﺮﺩ ﮐﻪ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﺷﺪ ، ﺍﺯ ﭼﻪ

ﺟﻨﺴﯽ

ﺑﺎﺷﺪ

ﻓﻘﻂ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺩﻣﯽ ﺑﮕﺬﺭﺩ ﺑﺮﺍﯾﻤﺎﻥ ﮐﻔﺎﯾﺖ

ﮐﺮﺩ

ﺑﺪ ﺷﺪﻩ ﺍﯾﻢ !

ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺯﺩﯾﻢ ﻭ ﺑﻮﺳﯿﺪﯾﻢ ﻭ ﻧﻮﺍﺯﺵ

ﮐﺮﺩﯾﻢ

ﻭ ﺁﻧﺴﻮﯼ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﭘﯿﭽﯿﺪﯾﻢ ﻭ ﭘﯿﭽﺎﻧﺪﯾﻢ

ﻭ ﺑﻪ ﺯﺭﻧﮕﯽ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺁﻓﺮﯾﻦ ﮔﻔﺘﯿﻢ

ﺣﺎﻝ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎﻣﺎﻥ ﺧﻮﺏ ﻧﯿﺴﺖ

ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻣﺮﮒ ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﻫﺎ ﺭﺍ

ﺟﺸﻦ

ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ

ﺩﺭﺩﻧﺎﮎ ﺍﺳﺖ ﺣﺎﻝ ﻭ ﺭﻭﺯﻣﺎﻥ

ﺩﺭﺩﻣﺎﻥ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ !

ﮐﻤﯽ ﺻﺪﺍﻗﺖ

ﮐﻤﯽ ﺷﻬﺎﻣﺖ

ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ.....

ازدواج سفید

ازدواج پديده اي است که از ديرباز و از زمان پيدايش انسان بوده و تا امروز نيز ادامه داشته است. حالا بماند که در اين دوره زمان از يک طرف ديگر تمايلي براي ازدواج وجود ندارد و سن ازدواج در حال افزايش است و از طرف ديگر انواع و اقسام ازدواج‌ها به وجود آمده مثل «ازدواج موقت»، «ازدواج صوري»، «ازدواج صيغه اي» و... و از طرفي ميزان طلاق هم چه به صورت رسمي چه عاطفي افزايش پيدا کرده.

ابتکار در گزارشی به سراغ يکي از پديده‌هاي ازدواج به نام «ازدواج سفيد» رفته که در سال‌هاي اخير به شکل چشمگيري افزايش پيدا کرده است. حتي کار به جايي رسيده که رسانه‌ها و کارشناس‌ها نيز به آن مي‌پردازند.

 منظور از «ازدواج سفيد» زندگي مشترک زن و مرد بدون ازداوج رسمي است. يعني به گونه اي که زن و مرد بدون اينکه خطبه عقد يا صيغه بينشان جاري شود براي زندگي زير يک سقف مي‌روند. البته معمولا اين اتفاق با آگاهي پدر و مادرها و خانواده هر دو طرف صورت مي‌گيرد و آن دو مانند يک زن و شوهر با هم زندگي مي‌کنند نه همخانه، دوستانه و... به علت اينکه جامعه ايران يک جامعه ايراني-اسلامي است و چنين پديده‌هايي در آن به هيچ عنوان تعريف نشده به صورت مخفيانه انجام مي‌شود. به همين منظور نيز آماري درخصوص تعداد اين نوع ازدواج‌ها در دست نيست.

رعنا و حامد 4 سال مي‌شود که به صورت ازدواج سفيد با هم در يک خانه زندگي مي‌کنند و مي‌گويند علاقه اي براي ثبت ازدواجشان ندارد. آنها مانند هر زن و شوهري حلقه به دست دارند و در تمام محافل و جمع‌ها خود را به عنوان زن و شوهر نه همخانه معرفي مي‌کنند. مژگان مي‌گويد: «حامد را 8 سال است که مي‌شناسم بعد از يک سال که از آشناييمان مي‌گذشت متوجه شديم که خيلي از علايق و سلايقمان مانند يکديگر است براي همين به هم نزديک تر شديم و 6 سال پيش حتي خانواده هايمان در جريان آشنايي ما دو نفر بودند.» او به زماني اشاره مي‌کند که تصميم مي‌گيرند با هم زندگي کنند: «بعد از چند سال ديديم که مي‌توانيم با هم زندگي کنيم و از هرنظر با هم توافق نظر داريم. حتي هر دو اعتقادي به ازدواج نداشتيم به همين خاطر زماني که با خانواده هايمان مطرح کرديم در ابتدا چندان راضي نبودند اما وقتي ديدند که ما تصميم جدي گرفته ايم پذيرفتند.» حامد مي‌گويد همخانه بودن با نوع زندگي آنها فرق مي‌کند: «ما نوع زندگي مان به گونه اي نيست که هرکس وارد آن شود احساس کند همخانه هستيم بلکه تمام رفتارهاي يک زن و شوهر معمولي را داريم. صبح با هم به سر کار مي‌رويم و بعد از ظهر به خانه مي‌آيم و شام مي‌خوريم. نه از رفيق بازي خبري است و نه دوران مجردي. خرج خانه را به صورتي درمي آوريم که مانند همخانه‌ها به اصطلاح به صورت «دنگي» نباشد بلکه هرکس هرآنقدر که در توان داشته باشد مي‌گذارد و حتي يک حساب مشترک پس انداز داريم.» او در ادامه صحبت هايش به دعواهايشان هم اشاره مي‌کند: «در هر خانه اي دعوا وجود دارد و ما هم مانند بقيه دعوا و بعد از چند ساعت آشتي مي‌کنيم. مدل دعواها يمان هم شبيه زن و شوهرهايي است که اسمشان در شناسنامه ثبت شده است.»

«ازدواج سفيد» به ضرر دخترهاست


همزيستي بدون ثبت يا همان «ازدواج سفيد» اکنون در جوامع غربي به يک پديده عادي بدل شده است. حتي در آمريکا که از نظر روابط زن و مرد محافظه کارتر است و پيش از 1970 اين مساله غيرقانوني بود، اکنون به يک پديده نسبتا عادي بدل شده است. از دهه 70 ميلادي تا کنون تصوير زن در جوامع غربي تغيير فاحشي کرده است. جنبش آزادي زن که به انقلاب جنسي معروف شد، تغييرات عيني اجتماعي، اقتصادي و سياسي، موقعيت زن را در اين جوامع متحول کرد. در متن اين تحول مناسبات زن و مرد نيز متحول شد. يکي از اين تحولات در رشد همزيستي مرد و زن بدون ازدواج رسمي است که البته در ايران به گفته دکتر مصطفي اقليما، رئيس انجمن علمي مددکاران اجتماعي ايران اين پديده برخلاف جوامع غربي کاملا به ضرر دختران ايراني است: «بيشتر از 90 درصد رابطه دختر و پسرها به ازدواج نمي‌رسد؛ چون معمولا خود پسر يا خانواده او حاضر نمي‌شوند چنين دختري که با پسرش در ارتباط است را براي پسر خود بگيرند. آن درصد باقيمانده نيز اگر به ازدواج ختم شود به اين خاطر بوده دختر از نظر سطح خانوادگي و مالي بالاتر از خانواده پسر است و پسر به اين دليل ازدواج مي‌کند تا از امکانات دختر و خانواده اش به نفع خود بهره ببرد.» او توضيح مي‌دهد: «دخترها در جامعه ما ضرر مي‌کنند چون فرهنگ جامعه ما اينچنين است که وقتي دختري با يک پسر در رابطه باشد بعد از پايان يافتن آن رابطه کسي به سراغش نخواهد رفت و اين اتفاق ضربه سنگيني خواهدبود که بر دختران جامعه وارد مي‌شود.» اقليما درباره پديده «ازدواج سفيد» مي‌گويد: «اين نوع ازدواج‌ها همان نامزدي قديم است که ديگر در جامعه در حال فراموشي است.» او ادامه مي‌دهد: «خانواده‌ها به دليل اينکه گرفتار و درگير مشکلات هستند ديگر فرصت سر و کله زدن با فرزندان خود را ندارند و وقتي ببينند تصميمي گرفته که شايد با شرايط آنها همخواني نداشته باشد اما چون قدرت، حوصله و وقت چانه زني با فرزند خود را ندارند مي‌گذارند هرکار که دلش مي‌خواهد انجام بدهند.»

«ازدواج سفيد» راهي براي فرار از مسئوليت


اين مددکار اجتماعي يکي از بزرگترين علت‌هايي که خانواده‌ها به «ازدواج سفيد» تن در مي‌دهند به اين خاطر است که از بار مسئوليت خود کم کنند: «در «ازدواج سفيد» به خاطر اينکه هيچ کجا سندي مبني بر زن و شوهري ثبت نشده است به همين خاطر خيلي راحت اين دختر و پسر مي‌توانند رابطه خود را پايان بدهند بدون اينکه اتفاقي افتاده و کسي از کسي انتظار و توقعي داشته باشد به همين خاطر در اين دوره و زمانه چه چيزي بهتر از اين اتفاق؟» او اين پديده را يک پديده غربي مي‌داند که در خانواده‌هاي امروزي بدون اينکه بدانند چنين فرهنگي در جامعه وجود ندارد رخنه کرده است: «در فرانسه اين نوع ازدواج‌ها صورت مي‌گيرد تنها به خاطر منفعتشان و بعد از اينکه نيازشان برطرف شد از هم جدا مي‌شوند اما در ايران جايي براي چنين رفتارهايي نيست. در اين نوع کشورها اين نوع ازدواج نوعي قدرت به زن داده مي‌شود اما در ايران اينطور نيست؛ چون فرهنگ‌ها با هم فرق مي‌کند.» اقليما با بيان اين نکته که چنين اتفاقي موجب فرو ريختگي فرهنگي خواهدشد بيان مي‌کند: «محققان و جامعه شناسان وجود چنين پديده‌هايي را مخرب مي‌دانند و ازدواج سفيد و انتخاب تجرد به جاي ازدواج را مجموعه اي از عوارض اين فروريختگي مي‌نامند که يکي از مهمترين آنها به خاطر مشکلات اقتصادي است چون در اين زمانه مردهاي 34-35 ساله هم نمي‌توانند از پس يک زندگي بربيايند به همين خاطر يا ترجيح مي‌دهند ازدواج نکنند يا روابط پنهاني داشته باشد.»

«ازدواج سفيد» در کشورهاي ديگر


آمارها نشان مي‌دهد امروزه، زندگي بدون ازدواج يکي از شيوه‌هاي رايج زندگي در غرب است. بيش از دوسوم زوج‌هاي آمريکايي پيش از ازدواج رسمي، مدتي را بدون ازدواج با يکديگر زير يک سقف مي‌گذرانند. در سال 1994، حدود 3/7 ميليون زوج آمريکايي بدون ازدواج با يکديگر زندگي مي‌کردند و نزديک به اواخر دهه 1990، حداقل 50 تا 60 درصد زوج‌ها حداقل پيش از ازدواج رسمي، مدتي را بدون ازدواج با يکديگر مي‌گذراندند. اين در حالي است که تا پيش از 1970، زندگي بدون ازدواج در ايالات متحده غيرقانوني بود. طبق آمار آمريکا، تعداد زوج‌هاي ازدواج‌نکرده‌اي که با يکديگر زندگي کرده‌اند، از 1960 تا 2000 ده برابر شده و اکنون، زندگي بدون ازدواج، به مرحله‌اي عادي در روند آشنايي دو فرد تبديل شده‌است.

ديگر کسي حاضر به امضاي عقدنامه نيست؟


اينطور که به نظر مي‌رسد از جمله عواملي که مي‌تواند جوان‌ها را به سمت اين دست از ازدواج‌ها بکشاند مشکلات مالي، محک زدن رابطه، آشنايي بيشتر و نداشتن اعتقاد به ازدواج مي‌توانند دلايل زندگي مشترک بدون ازدواج باشند. همچنين هزينه بالاي اجاره يا خريد مسکن و نبود تناسب دخل و خرج که در اين دوره و زمانه بسيار برجسته‌است، مي‌تواند دلايل ديگري باشد که موجب مي‌شود کسي حاضر به امضاي عقدنامه نباشد و زندگي بدون ازدواج يا ازدواج از نوع سفيدش را ترجيح بدهند.

برچسب ها: ازدواج سفید

نظریه های جامعه شناختی خشونت خانگی

 نظریه های جامعه شناختی خشونت خانگی 

لادن رهبری
ax.png

یکی از مکاتبی که به مساله ی قربانی شدن زنان توجه کرده است نظریه ی تضاد است. در مدل تضاد قانون عبارت است از ابزاری که از طریق آن طبقه ی حاکم کنترل خود را حفظ می کند. قانون گذاران موقعیت خود را با برتری یافتن بر اقلیت ها که بخش اعظم جامعه و عموما از طبقات پایین هستند مشروع می سازند. نظریه پردازان تضاد به علاوه فرایند قانون سازی را به پرسش می کشند و نتیجه می گیرند که قواعد از آن جا وجود دارند که افرادی که در قدرت هستند تعیین می کنند که قانون ها چگونه ساخته شده و به مردم تحمیل شوند. از آن جا که مجادلات قدرت بخش معمول هر جامعه ای است، این مکتب به دنبال یافتن علل جرایم نیست بلکه بحث می کند که هر اندازه جامعه بزرگتر باشد احتمال این که گروه ها در مورد هنجارهای رفتاری با  هم به توافق برسند کمتر است.

درون این مکتب، منتقدان بحث خود را متوجه نقش بنیادی جنسیت در مطالعات کرده اند. جان هاگان یکی از افرادی است که زمینه ی تحقیقات قدرت و سلطه را در خانواده، محل کار و عدالت قضایی ایجاد کرده است. اندیشمندان فمینیست در مورد نیاز به مطالعه ی روابط اقتداری جنسیتی موافق هستند و معتقدند که خشونت علیه زنان توسط مردان مورد بی توجهی قرار گرفته است. نظریه ی پدرسالاری در مورد کتک زدن زنان به عنوان یک چالش در مورد پیش فرض های جنسیتی پا به عرصه ی وجود گذاشت.,...........

همه ی مطالب را در ادامه ی مطلب بخوانید..........



ادامه مطلب

فرامانسوری

باسلام خدمت دوستان ضمن اینکه فرقه ی فرامانسوری درحال ترویج است حکم وظیفه دانسته ک مطالبی از این دست را درخدمت تان بگذارم .ب

ادامه ي تمهيدات فراماسونري براي تشکيل حکومت جهاني شيطاني:


– معرفي مسجد قبة الصخرة به جاي مسجد الاقصي در رسانه ها به منظور تخريب آسان تر مسجد الاقصي:

مجموعه ي حرم قدسي شهر بيت المقدس، يکي از مبارک ترين و مقدس ترين مکان هاي دنيا مي باشد و از نظر تقدس، در بين اديان الهي (اسلام، مسيحيت و يهوديت) مقام والايي دارد. اين مجموعه ي مبارک، از بخش هاي مختلفي تشکيل شده است که شناخت آن ها ما را در ادامه ي بحث، ياري مي کند:

A) مسجد الاقصي مسجد مبارکي است که قبله ي اول مسلمين مي باشد.(339) اين مسجد مبارک، از ارزش بسيار والايي در دين اسلام برخوردار است و بسياري از وقايع آخرالزمان، از جمله قضيه ي فتح قدس در زمان ظهور حضرت مهدي (عج)، به اين مسجد مبارک مربوط مي شود.(340) گنبد اين مسجد، سبز رنگ است.

B) مسجد قبة الصخرة نيز از اهميت فراواني در دين اسلام برخوردار است؛ زيرا مرحله ي دوم سفر پيامبر گرامي اسلام (ص) در شب معراج و عروج ملکوتي ايشان از زمين به آسمان، از اين مسجد مبارک آغاز شده است.(341) بدين ترتيب اين مسجد نيز از ديدگاه مسلمانان بسيار مقدس است. گنبد اين مسجد، طلايي رنگ مي باشد.

تصاوير دو بناي مقدس مسجد الاقصي و مسجد قبة الصخرة را مي توانيد در تصوير زير ملاحظه نماييد:

عکس راست: مسجد الاقصي.(گنبد اين مسجد مبارک, سبز رنگ است.)
عکس چپ: مسجد قبه الصخره(گنبد اين مسجد مبارک, طلايي رنگ است.)

البته علاوه بر اين دو مسجد مبارک، قسمت هاي مقدس بسياري در حرم قدسي وجود دارند که شامل سقاخانه ها، گلدسته ها و ... مي شوند، اما هيچ کدام از آن ها، در نظر مسلمانان همانند دو مسجد ياد شده نيستند و اين دو مسجد، ارزش بسيار بالاتري دارند.

در هر حال، مسجد اصلي منطقه ي حرم قدسي، مسجدالاقصي است و اين مسجد است که قبله گاه اوليه ي مسلمين بوده و در آخرالزمان نيز توسط حضرت مهدي موعود (عج) و يارانش، آزاد مي گردد.

از ديدگاه اسلام، مسجدالاقصي  توسط حضرت آدم (ع) بنا نهاده شد. سپس حضرت ابراهيم (ع) و نيز حضرت سليمان (ع) اين معبد را بازسازي کردند.(342) (در واقع بناي مقدسي  که  در  اورشليم (بيت المقدس)  به  دست  حضرت سليمان (ع) ساخته شد، مسجد الاقصي بود، نه معبد دروغين و کذايي سليمان.)

بعد از فتح بيت المقدس به دست مسلمانان، مسجدالاقصي به دفعات توسط مسلمانان بازسازي، و مسجد مقدس قبة الصخرة نيز به مجموعه بناهاي  حرم قدسي اضافه شد.(343) اکنون در مجموعه ي حرم قدسي شهر بيت المقدس، دو مسجد مبارک قبة الصخره و مسجدالاقصي با فاصله ي بسيار کمي از يکديگر واقع شده اند.

اما مجموعه ي حرم قدسي نيز، از تعرض فرهنگي فراماسونري و صهيونيسم در امان نمانده است. يکي از ترفند هاي بسيار کثيف سران فراماسونري در جهت تعرض فرهنگي به مجموعه ي حرم قدسي و انجام اهداف آخرالزماني خود، معرفي مسجد قبة الصخرة به جاي مسجدالاقصي است. مسجدي که امروزه تمام  مسلمانان  به  عنوان  مسجد الاقصي  مي شناسند،  در  واقع  مسجد قبة الصخرة است که  مسجدي  با  گنبد طلايي  مي باشد.  حتي  همه ي شبکه هاي تلويزيوني هم همين  اشتباه  را  مرتکب  شده  و  تصوير  مسجد قبة الصخره را به جاي مسجد الاقصي نشان مي دهند. البته راديو و تلويزيون کشور هاي اسلامي تا حد زيادي در اين زمينه بي تقصيرند؛ زيرا رژيم صهيونيستي که کنترل شهر مقدس بيت المقدس را در دست دارد، به فيلمبرداران و عکاسان،  تنها اجازه ي تصوير برداري از مسجد  قبة الصخرة  را مي دهد و از فيلم برداري و عکس برداري از مسجد الاقصي ممانعت مي کند؛ به همين دليل، عکس هاي کمي از مسجد الاقصي در دست مي باشد.

حال سوال اصلي اين است که هدف واقعي ماسون ها و صهيونيست ها از معرفي مسجد قبة الصخره به جاي مسجد الاقصي چيست؟

همان طور که  در  سطور  بالا  ذکر  شد،  بناي  مقدسي  که  در  اورشليم (بيت المقدس) به دست حضرت سليمان (ع) ساخته شد، مسجد الاقصي بود، نه معبد دروغين و کذايي سليمان. حضرت سليمان (ع) که بنا به گفته ي قرآن پيامبر خدا بودند، مسجدي که توسط پيامبران پيشين ساخته شده بود (مسجدالاقصي) را بازسازي نمودند. اين ديدگاه مسلمانان دقيقاً بر خلاف ديدگاه  يهوديان و مسيحياني است که معتقدند حضرت سليمان (ع)، معبد سليمان (نه مسجد الاقصي) را ساخته اند. (مطمئناً اين ادعاي يهوديان و مسيحيان را که  حضرت سليمان (ع) معبد ساخته اند نمي توان پذيرفت؛ زيرا اجداد بزرگوار پيامبر خدا حضرت سليمان (ع) از جمله  حضرت آدم (ع) و حضرت ابراهيم (ع) و ... که آن ها نيز پيامبر  بودند، مسجد ساخته اند. حال  چگونه مي توان پذيرفت که حضرت سليمان (ع) بر خلاف اجداد مبارکشان معبد ساخته اند؟ البته لازم به ذکر است که ما در اينجا قصد نداريم تا صرفاً بين لفظ مسجد و معبد تفاوت قايل شويم، بلکه تلاش مي کنيم تا بين مفاهيمي که اين نامگذاري ها به دنبال خود دارند، افتراق بگذاريم.)

همان طور  که  ذکر  کرديم،  بر خلاف  ديدگاه  مسلمانان  درباره ي  حضرت سليمان (ع)، يهوديان و فراماسون ها که به حضرت سليمان (ع) تهمت کفر زده  و او را جادوگر و بت پرست مي دانند، ادعا مي کنند که ايشان در شهر اورشليم (بيت المقدس) يک معبد ساخته اند. به همين دليل در ديدگاه آخرالزماني ماسون ها و يهوديان و اوانجليکال ها، تخريب مسجد الاقصي و ساخت معبد سليمان، يک عنصر کليدي مي باشد.(344)

در مورد ديدگاه ماسون ها درباره ي معبد سليمان، بايد گفت که ديدگاه آنان، به راحتي قابل پيش بيني است.  از ديدگاه آنان، سليمان يک جادوگر و بت پرست  و ماسون اعظم بوده(345)  و  معبد  اورشليم  را  براي  بت ها  ساخته  است.   آن ها  که  به شيطان پرستي (Satanism) و عقايد جاهلي (Paganism) اعتقاد دارند، تلاش مي کنند تا مسجد الاقصي را به عنوان يک پايگاه خداپرستي نابود نمايند، و معبد کذايي سليمان را به عنوان نماد جهاني الحاد و کفر برپا کنند تا به خيال خام خود، مرگ اديان را بدين وسيله جشن بگيرند.

اما ديدگاه سران يهوديان و اوانجليکال ها درباره ي معبد سليمان يک ديدگاه موذيانه  است؛  آن ها  ادعا  مي کنند  که  قبل  از  بازگشت  مسيح (ع)  بايد مسجد الاقصي تخريب، و معبد سليمان ساخته شود.(346) طبق ادعاي آنان، معبد دروغين سليمان در نزد خدا بسيار مقدس است؛ اما اين سخنان آنان ادعايي  بيش  نيست؛ زيرا  خود  يهوديان  و  نيز  حاميان  سرسخت  آنان (اوانجليکال ها)، به حضرت سليمان نبي (ع) تهمت کفر و الحاد مي زنند و وي را جادوگر و بت پرست مي دانند. مويد اين سخن، مطالبي است که در تورات تحريف شده درباره ي حضرت سليمان (ع) گفته شده است.

همان طور  که  ملاحظه  فرموديد،  فراماسون ها،  سران  يهوديان  و  سران اوانجليکال ها تلاش مي کنند تا هرچه سريع تر مسجدالاقصي را تخريب نموده، و معبد دروغين سليمان را به جاي آن بازسازي کنند تا بدين وسيله بتوانند تحقق نيات پليدشان را جشن بگيرند.

آن ها به منظور تسريع در امر تخريب مسجد الاقصي و ساخت معبد سليمان، تلاش کرده اند تا توجه جهانيان و بالاخص مسلمانان را از مسجد الاقصي دور کنند و دور از چشم جهانيان، به اعمال شيطاني شان بپردازند که متاسفانه در اين امر بسيار موفق بوده اند.

معرفي مسجد قبة الصخره به جاي مسجد الاقصي نيز به اين منظور صورت گرفته است تا نسل جوان مسلمان، مسجد الاقصي را به درستي نشناسند و فراماسون ها و صهيونيست ها  بتوانند  بدون  هيچ گونه  مزاحمي  و  به  دور  از هر گونه هياهو، به تخريب مسجدالاقصي بپردازند.

يک مثال مهم در اين رابطه، حفاري هاي اخير صهيونيست ها در محدوده ي حرم قدسي مي باشد:(348)

با آغاز سال 2007، فراماسون ها و صهيونيست ها که خود را در نزديکي تحقق اهداف آخرالزمانيشان مي ديدند، شروع به تخريب باب المغاربة نمودند تا با دستکاري اين بخش از حرم قدسي، مسجدالاقصي را که در مجاورت آن واقع شده است تخريب نمايند که متاسفانه اين کار آنان در حال حاضر نيز ادامه دارد. معرفي مسجد قبةالصخرة به جاي مسجدالاقصي، کمک شاياني به صهيونيست ها در جهت اهداف پليدشان نموده است؛ به نحوي که باعث شده است تا عده اي از جوانان مسلمان، ندانند که دستکاري باب المغاربة چه ارتباطي به مسجد الاقصي دارد.

براي بررسي بهتر اين مساله، به تصوير ماهواره اي زير که توسط برنامه ي (Google Earth) از محدوده ي حرم قدسي تهيه شده است، توجه فرماييد:

 

اگر در تصوير فوق دقت نماييد، حتماً ملاحظه خواهيد کرد که باب المغاربة دقيقاً در  مجاورت  مسجد الاقصي  بوده  و  حتي  به  آن  متصل  است،  اما  مسجد قبة الصخرة با باب المغاربة کم و بيش فاصله دارد.

اما  جوانان  مسلماني  که  در   رسانه هاي   جمعي   همواره   تصوير   مسجد قبة الصخرة را به جاي مسجد الاقصي ملاحظه مي کنند، احتمالاً دچار اشتباه مي شوند. بدين ترتيب که، جوانان مسلمان ممکن است با خود فکر کنند که دستکاري باب المغاربة، تاثيري در مسجد الاقصي ندارد؛ زيرا از ديد آنان مسجدي که در وسط تصوير فوق است، مسجد الاقصي بوده و با باب المغاربة فاصله ي زيادي دارد! حال آن که اين جوانان به دليل مکر صهيونيست ها، اشتباهاً مسجد قبة الصخرة را به جاي مسجدالاقصي مي پندارند.

متاسفانه حيله ي صهيونيست ها تا حدودي موفق بوده و آنان توانسته اند توجه مسلمانان را  از  مسجد الاقصي  دور  کنند  و  بدين ترتيب،  در  سال  2007  به بهانه ي اکتشافات باستان شناسي در محدوده ي باب المغاربة، سعي در تخريب پايه هاي مسجد الاقصي نمودند.(349) ان شا الله که با مجاهدت مسلمانان آزاده، خداوند دست آنان را از اين مسجد مبارک کوتاه کند.  

بنابراين همان طور که ملاحظه فرموديد، معرفي مسجد قبةالصخرة به جاي مسجدالاقصي، توطئه ي فراماسون ها و صهيونيست ها بوده و آن ها از اين حربه به منظور تخريب آسان تر مسجد الاقصي و اجراي اهداف پليدشان در آخرالزمان بهره برده اند. پس وظيفه ي ما است که به اطلاع رساني پرداخته و نقشه هاي پليدشان را ناتمام بگذاريم



برچسب ها: فرامانسوری

 

چکیده:

از عوامل بسیار مهم و اساسی برای رشد و توسعه اقتصادی ؛فرهنگی و سیاسی جامعه تعلیم و تربیت جوانان برای بر عهده گرفتن نقشهای مختلف در آینده است.لذا توجه به تاثیر نقش عوامل مختلف بویژه نقش استادان بر یادگیری دانشجویان که نقش مهم و کلیدی در این نظام دارد.یادگیری به تغیراتی اطلاق می شود که بر آثر آن تجربه بدست می آید (مازور1990؛راکلین1987)که نبایدبا تغیراتی ناشی از رشد اشتباه گرفته شود.

ریشه های فکری نظریه ی موفقیت تحصیلی به زمانهای دور مربوط می شود.درآن زمان این دو دیدگاه مطرح بود که موفقیت تحصیلی زاییده ی محیط است«آلفونس دوکاندول»از طرفداران تاثیر محیط در موفقیت تحصیلی معتقد است که تعلیمات ابتدایی و به ویژه متوسطه و دانشگاهی چنانچه خوب سازماندهی شوند می توانند در موفقیت تحصیلی موثر باشد(کاظمی،1374)

هدف پژوهش حاصر «بررسی عوامل اقتصادی _اجتماعی و فرهنگی موثر بر مهارت تحصیلی دانشجویان دانشگاه پیام نور واحد مبارکه است.بدین منظور محققان ضمن تشریح ابعاد مهارت تحصیلی دانشجویان و مفاهیم و شاخص ها مر تبط بر آن به بررسی میزان اثر گذاری عوامل موثر بر مهارت تحصیلی دانشجویان پرداخته اند.

جامعه آماری تحقیق حاضر عبارت است از دانشجویان پیام نور سال تحصیلی91_92که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 337بدست آمده است.نمونه گیری از دانشجویان بصورت سیستماتیک انجام شده است جمع آوری اطلاعات از دو روش کتابخانه ای(مطالعه کتب؛مقالات معتبر و مجلات)وپیمایشی (با استفاده از تکنیک پرسشنامه که برای سنجش نظرات دانشجویان بر مهارت یادگیری آنها از 41 سوال بین دانشجویان استفاده گردیده است.برای تجزیه و تحلیل داده توصیفی و استنباطی استفاده شده است..

علاوه بر این به منظور بررسی وتحلیل سولات پرسشنامه و بدست آوردن روایی پرسشنامه روایی صوری استفاده شده است یعنی اینکه از جهت اطمینان پس از تهیه پرسشنامه مقدماتی سوالات در اختیار استاد راهنما و مشاور و برخی از استادان صاحب نظر قرار گرفت و نظر آنان در خصوص اصلاح پرسشنامه اعمال گردید و برای بدست آوردن پایایی از روش از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است.به این صورت پس از جمع آوری پرسشنامه،40عدد از نمونه پژوهش به صورت تصادفی انتخاب وبه کمک نرم افزار (اس پی اس اس) به محاسبه ضریب آلفای کرونباخ پرداخته شد و در نتیجه آن برای پرسشنامه 0.674بدست آمده است.برای تجزیه و تحلیل داده ها،از دو روش توصیفی شامل محاسبه فراوانی؛درصد،میانگین،انحراف معیارو آمار استنباطی شامل محاسبه ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس یک طرفه استفاده گردیده است.

کلمات کلیدی:    مهارت تحصیلی  ،دانشجویان پیام نور مبارکه  ،وضعیت اقتصادی _اجتماعی و فرهنگی


دانلود بخشی از پایان نامه ،امیدوارم کمکی به شما بکنه

Desktop.zip - 1.2 MB




در باب این روزها...

این روزها روزهاییست که دل سوزانه باید جامعه ی جوان مان را نجات دهیم وقتی قریب به اتفاق جوانان جز در فضای مجازی مأمنی نمیشناسند

وقتی که دل هایشان بقدر چینی های بند خورده ترک برداشته و وقتی که فردگرایی سخره های جامعه را با شلاق امواجش تخریب میکند

وقتی که وقت سخت کوشی برای نجات از تحریم هاست گروهک هایی تشکیل میدهیم و قومیت های اصیل مان را

به سخره میگیریم

این روزهای سرد گرمای همدلی را جویا باید شد ایرانی ! یادت شاید نیاشد اما روایت هاست که عاشقانه برای من وتو میخوانند از یکدلی از جمع بودنشان نه در فضای مجازی وبرای سرگرمی بلکه بر میدانهای شهر برای ازادی

این روزها حتی مجازی هم یک دلی نیست

این روزها بیایید برای یکبار به افتخار ایرانی بودنمان یک دل باشیم وسخت کوش 

این روزهابیایید کوبنده جواب مطب های ضد ایرانی را پاسخ گوییم ن اینکه اتفاقاتی ک شاید برای هر جامعه ای اتفاق بیفتد را به خود نسبت داده و بخندیم

شاد باشی ایران  افتخار دلیران

سفه به زبان ساده (26)، مارکس و انگلس : مانیفست کمونیست

 فلسفه به زبان ساده (26)، مارکس و انگلس : مانیفست کمونیست

نوشته زهره روحی
مارکس و انگلس

 با این فرض که در اندیشه و ادراک اجتماعیِِ انسان مدرن (عرصه‌ی فلسفه، جامعه‌شناسی و اقتصاد سیاسی)، ذخیره‌ای مهم و اساسی از مفاهیم و نظریه وجود دارد، بی‌تردید «مانیفست کمونیست»، یکی از مهمترین آنهاست. بیانیه‌ای که بدون کمترین اغراق (حتا پس از یک قرن و نیم)، هنوز اثرگذاریِ خود را حفظ کرده است. احتمالاً بسیاری از مخاطبان بارها عبارت مبارزه‌جویانه‌ و حتا به نوعی پیروزمندانه‌ای را خوانده و یا شنیده‌اند که  مارکس و انگلس، بیانیه‌ی کمونیستی‌ِ خود را با آن آغاز می‌کنند: "شبحی در حال تسخیر اروپا است: شبح کمونیسم. تمام قدرت اروپای کهن ـ پاپ و تزار، مترنیخ و گیزو، رادیکال‌های فرانسه و جاسوس‌های پلیس آلمان ـ برای راندن این شبح در اتحادی مقدس شرکت جسته‌اند" (ص275). عبارتی که از نظر بسیاری از مارکسیست‌ها همچنان فاتحانه و امیدوارکننده به نظر می‌رسد، حتا اگر تار و پود رویای آن با اشتباهات جبران‌ناپذیر دیکتاتوری‌های احزاب کمونیستی سابق در عدم توزیع قدرت با مشکلی عظیم مواجه شده باشد.

 

همه ی مطالب را در ادامه ی مطلب بخوانید...



ادامه مطلب